
رفتي از باور من
گر چه جايت خاليست
حيف در قصه پر غصه من
قصه رفتن و دل كندن تو قصه اي تكراري است.

ديوانگيم را ببخش من هيچوقت خدائي نداشته ام و فقط تو بودي و هيچکس...

بي تو زندگي زيبا نيست
مي خواهد در کلبه بي رياي آغوشت سر به سينه ات بگذارم
وقصه دوست داشتن را برايت زمزمه کنم.
بي تو تنهاي تنهايم عزيزم
نمي دانم چه حد بامن بودن را آرزو ميکني؟؟؟

اشکهايم را دوست دارم چرا که به خاطر تو مي ريزد
پاهايم را دوست دارم چرا که براي رسيدن به توگام بر ميدارد
زندگي رادوست دارم چون با اميد توزنده هستم
هزار و يک ترفند شاخه گلي مصنوعي را در ميان گلهاي شاداب گلدانت پنهان کردم و
بر دفتر خاطراتت نوشتم:
تو را دوست خواهم داشت تا زماني که آخرين گل پژمرده شود

یه روز وقتي به گل نيلوفر نگاه مي کردم ترس تموم وجودم و برداشت که شايد منم
يه روزمثل گل نيلوفر تنها بشم. سريع از کنار مرداب دور شدم. حالا وقتي که
ميبينم خودم مرداب شدم دنبال يه گل نيلوفر مي گردم که از تنهايي نميرم و حالا
مي فهمم گل نيلوفر مغرور نيست اون خودشو وقف مرداب کرده

این اولین آپم تو اولین ساهت سال ۱۳۸۷
عیدتون مبارک...
انشاالله سال خوبی برامون در زیر سایه خانواده باشه.
برو به پاي من نسوز.......برو به فكر من نباش
من يه جوري سر مي كنم .......زندگي رو با سختياش