تبليغاتX
آواز تنهایی

باتشكر: امیر در سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386 ساعت | لینک ثابت |

آخرین کلام امروز.....

 

 

 

...ـ-* فراموشم مکن اولين غم من اخرين نگاه توست *-ـ...

 

باتشكر: امیر در پنجشنبه بیست و سوم اسفند 1386 ساعت | لینک ثابت |


مرسی از بابت نظرهاتون

که همیشه بمن لطف دارید...

 سال نو هم پیشاپیش تبریک میگم.

انشاالله سال خوب و سبز و خرم و مملوء از روز های آبی  برای همتون باشه.

خصوصا برای مهسا عزیز

 

چاکر شماها : آواز خوان تنها  (امیر...)

 

تكيه به شونه هام نكن ... من از تو افتاده ترم....

ما كه به هم نميرسيم...

بسه ديگه!

بذار برم....

كي گفته بود به جرم عشق؟       يه عمري پرپرت كنم...؟

يه گوشه اي كنج قفس... چادر غم سرت كنم...؟

من نه قلندر مي شم و نه قهرمان قصه ها

نه بردهء حلقه به گوش.... نه مثل اون فرشته ها

من عاشقم...

همينو بس!

غصه نداره...بي كسيم!

قشنگيه قسمت ماست كه ما به هم نميرسيم !!!

 

باتشكر: امیر در پنجشنبه بیست و سوم اسفند 1386 ساعت | لینک ثابت |


مي دوني چرا رنگ غروب سرخه؟

چون خورشيد وقتي مي بينه من وتو با هم هستیم آتيش مي گيره

باتشكر: امیر در یکشنبه نوزدهم اسفند 1386 ساعت | لینک ثابت |

هيچ وقت...

هيچ وقت دل به کسي نبند...

چون اين دنيا اين قدر کوچيکه که توش دو تا دل کنار هم جا نميشه...

اگر هم دل بستي هيچ وقت ازش جدا نشو چون اين دنيا اين قدر بزرگه که ديگه پيداش نمي کني !!!

باتشكر: امیر در یکشنبه نوزدهم اسفند 1386 ساعت | لینک ثابت |


زمان!

به من آموخت که دست دادن معني رفاقت نيست....

بوسيدن قول ماندن نيست.....

وعشق ورزيدن ضمانت تنها نشدن نيست.....

باتشكر: امیر در جمعه هفدهم اسفند 1386 ساعت | لینک ثابت |


چون ماهیان که از عمق و وسعت دریا بی خبرند ، عظمت و ژرفای عشق تو را نمی شناسم.فقط می دانم : که معبود این دل خسته هستی و اگر دیده از من برگیری ، خواهم مرد...

باتشكر: امیر در جمعه هفدهم اسفند 1386 ساعت | لینک ثابت |


      قول بده:چشمانت را به خاطر کسي که مفهوم نگاهت را نمي فهمدگريان نکني....

      گريه مي کنم تا تو را در اشکهايم ببينم،اشکهايم را پاک ميکنم تا....کسي تو را

      نبيند.

باتشكر: امیر در پنجشنبه شانزدهم اسفند 1386 ساعت | لینک ثابت |


بدان که قلب من هم شکسته بدان که روحم از همه دردها خسته شده. این را بدان که با

آمدنت غم برای همیشه من را ترک خواهد کرد. بس برگرد که من به امید دیدار تو زنده ام...

 

باتشكر: امیر در پنجشنبه شانزدهم اسفند 1386 ساعت | لینک ثابت |

ای به سفر رفته بیا....

سلام

آخر سر اومدم...معذت می خوام بابت دیر اومدنم.

باور کنید سرم زیادی شلوغه.

اینم یه شعر ناقابل براتون گذاشتم...

 

اي به سفر بيا

بي خزونه همه جا

نباشي دنيا ديگه نيست

بهار قصه ها بيا

 

ناز ستاره نگام بكن

از آسمون صدام بكن

ناز ستاره آسموني

نگا به گريه هام بكن

 

تو اين كوير بي كسي

تو نيستي ، نامي ندارم

تو نيستي و سبز نميشه

هرچه تو قلبم مي كارم

 

بيا تا كه دير نشده

هنوز نفس تو سينه هست

براي ديدنت هنوز

تو قلب من آيينه هست

 

داغ گل شقايق

بارون خاموش نميكنه

به ابر ميگم گريه نكن

اون ولي گوش نميكنه

 

بدون كه بي تو مي ميرم

مثه ماهي بدون آب

ببيم چه جوري مي پيچم

نفسامو تو حباب

 

تو اين كوير بي كسي

تو نيستي ، نامي ندارم

تو نيستي و سبز نميشه

هرچه تو قلبم مي كارم

 

بيا تا كه دير نشده

هنوز نفس تو سينه هست

براي ديدنت هنوز

تو قلب من آيينه هست

باتشكر: امیر در جمعه دهم اسفند 1386 ساعت | لینک ثابت |

 

 

 

 

 

 

 

برو به پاي من نسوز.......برو به فكر من نباش


من يه جوري سر مي كنم .......زندگي رو با سختياش