تبليغاتX
آواز تنهایی گیتار

اگر باران بودم ،

آنقدر مي باريدم تا غبار غم از دلت بردارم

 

اگر اشك بودم ،

مثل باران بهاري به پايت مي گريستم

 

اگر گل بودم

شاخه ايي از وجودم را تقديم وجود عزيزت ميكردم

 

اگر عشق بودم ،آهنگ دوست داشتن را برايت مي نواختم

 

 ولي...

افسوس كه نه بارانم ،نه اشك ،نه گل و نه عشق اما هر چه هستم...

 

دوستت دارم!

باتشكر: امیر در جمعه هفدهم خرداد 1387 ساعت | لینک ثابت |


بغض من با گريه ي توبا شكستن وا نمي شه

تا تو دستامو نگيري گم شدن پيدا نمي شه

 

جاده ها رو باخيالم ... رج بزن پاي پياده

فکر تنها موندمون ... واسه هردمون زياده

 

خودمو پشت سر تو ... توي اين جاده كشيدم

ردت رو نمي گرفتم به خودم نمي رسيدم

 

تو كنار من يه كوهي

من كنار تو يه دريا

مارو باهم آرزو كن....

باتشكر: امیر در جمعه هفدهم خرداد 1387 ساعت | لینک ثابت |


سلام

امیدوارم خوب و خوش و سلامت باشین...

چند روزی بود سرم شلوغ بود بابت دیر کردنم شرمنده...

امید دارم از آپ جدیدم خوشتون بیاد.

عکس باحال (به قول پارمیس"دزدیدنی" ) پیدا نکردم بزارم.

در پــــنــــاه تــــک نــــوازنــــده گــــیـــــتــــار عـــــــــــشــــــــــــــق...!

باتشكر: امیر در جمعه سیزدهم اردیبهشت 1387 ساعت | لینک ثابت |


بي تو بودن كار من نيست تا دلت نرفته برگرد ما كه راهمون يكي بود ...

چراجاده ما رو گم كرد؟؟؟

باتشكر: امیر در جمعه سیزدهم اردیبهشت 1387 ساعت | لینک ثابت |


آيا گردنبندي از ستارگان را دوست داري ؟! من هر شب دامانم از اندوه تو پر ستاره است.

 پس يك شب به كلبه ام بيا ، و تاري از گيسوانت را به من بده ؛ تا برايت گردنبندي بسازم !

باتشكر: امیر در جمعه سیزدهم اردیبهشت 1387 ساعت | لینک ثابت |


رفتي از باور من

                 گر چه جايت خاليست

                                       حيف در قصه پر غصه من

                                                    قصه رفتن و دل كندن تو قصه اي تكراري است.

باتشكر: امیر در جمعه سی ام فروردین 1387 ساعت | لینک ثابت |


 ديوانگيم را ببخش من هيچوقت خدائي نداشته ام و فقط تو بودي و هيچکس...

باتشكر: امیر در جمعه سی ام فروردین 1387 ساعت | لینک ثابت |


بي تو زندگي زيبا نيست

مي خواهد در کلبه بي رياي آغوشت سر به سينه ات بگذارم

وقصه دوست داشتن را برايت زمزمه کنم.

بي تو تنهاي تنهايم عزيزم

نمي دانم چه حد بامن بودن را آرزو ميکني؟؟؟

 

      

        اشکهايم را دوست دارم                   چرا که به خاطر تو مي ريزد

           پاهايم را دوست دارم                       چرا که براي رسيدن به توگام بر ميدارد

         زندگي رادوست دارم                  چون با اميد توزنده هستم

باتشكر: امیر در چهارشنبه چهاردهم فروردین 1387 ساعت | لینک ثابت |


هزار و يک ترفند شاخه گلي مصنوعي را در ميان گلهاي شاداب گلدانت پنهان کردم و

 بر دفتر خاطراتت نوشتم:

 

تو را دوست خواهم داشت تا زماني که آخرين گل پژمرده شود

 

باتشكر: امیر در سه شنبه ششم فروردین 1387 ساعت | لینک ثابت |


      یه روز وقتي به گل نيلوفر نگاه مي کردم ترس تموم وجودم و برداشت که شايد منم

      يه روزمثل گل نيلوفر تنها بشم. سريع از کنار مرداب دور شدم. حالا وقتي که

      ميبينم خودم مرداب شدم دنبال يه گل نيلوفر مي گردم که از تنهايي نميرم و حالا

      مي فهمم گل نيلوفر مغرور نيست اون خودشو وقف مرداب کرده

باتشكر: امیر در سه شنبه ششم فروردین 1387 ساعت | لینک ثابت |


سلام

این اولین آپم تو اولین ساهت سال ۱۳۸۷

عیدتون مبارک...

انشاالله سال خوبی برامون در زیر سایه خانواده باشه.

باتشكر: امیر در پنجشنبه یکم فروردین 1387 ساعت | لینک ثابت |


باتشكر: امیر در سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386 ساعت | لینک ثابت |

آخرین کلام امروز.....

 

 

 

...ـ-* فراموشم مکن اولين غم من اخرين نگاه توست *-ـ...

 

باتشكر: امیر در پنجشنبه بیست و سوم اسفند 1386 ساعت | لینک ثابت |


مرسی از بابت نظرهاتون

که همیشه بمن لطف دارید...

 سال نو هم پیشاپیش تبریک میگم.

انشاالله سال خوب و سبز و خرم و مملوء از روز های آبی  برای همتون باشه.

خصوصا برای مهسا عزیز

 

چاکر شماها : آواز خوان تنها  (امیر...)

 

تكيه به شونه هام نكن ... من از تو افتاده ترم....

ما كه به هم نميرسيم...

بسه ديگه!

بذار برم....

كي گفته بود به جرم عشق؟       يه عمري پرپرت كنم...؟

يه گوشه اي كنج قفس... چادر غم سرت كنم...؟

من نه قلندر مي شم و نه قهرمان قصه ها

نه بردهء حلقه به گوش.... نه مثل اون فرشته ها

من عاشقم...

همينو بس!

غصه نداره...بي كسيم!

قشنگيه قسمت ماست كه ما به هم نميرسيم !!!

 

باتشكر: امیر در پنجشنبه بیست و سوم اسفند 1386 ساعت | لینک ثابت |


مي دوني چرا رنگ غروب سرخه؟

چون خورشيد وقتي مي بينه من وتو با هم هستیم آتيش مي گيره

باتشكر: امیر در یکشنبه نوزدهم اسفند 1386 ساعت | لینک ثابت |

 

 

 

 

 

 

 

برو به پاي من نسوز.......برو به فكر من نباش


من يه جوري سر مي كنم .......زندگي رو با سختياش